محمود حسن ديوبندى
مختصرى درباره علوم قرآن 19
تفسير كابلى (فارسى)
بيان مىنمايد كه پدر من مىگويد : حضرت ابو بكر ( رض ) به عمر فاروق و زيد بن ثابت دستور داد تا هر دو بر دروازهى مسجد قرار گيرند و هر كس كه بر آيت قرآن دو شاهد با خود مىآورد از وى كتابت بدارند . زيرا قرار بود با اعتماد كامل جمع قرآن صورت پذيرد . علامه آلوسى در تفسير " روح المعانى " مىگويد : حافظ ابن حجر مراد از اين دو شاهد را چنين بيان مىدارد كه يكىشان حافظ و ديگرى شاهد كتابت باشد ( نوشته با خود داشته باشد ) زيرا آيات قرآنى را بالعموم اصحاب حفظ داشتند و براى ثبوت كتابت اين واسطه يا گواه ضرورى بود . 3 - در دوران خلافت حضرت عمر بن خطاب ( رض ) خليفهى دوم مسلمين : ساحهى دولت اسلامى وسعت زياد يافت و دامنهى فتوحات اسلامى گستردهتر شد و چون دوران خلافت حضرت عثمان ( رض ) فرا رسيد ، به علت پراكنده بودن قاريان قرآن و توسعهى فتوحات اسلامى اختلافاتى ميان مسلمين در قرائت قرآن پديد آمد . چنانچه اهل هر شهرى از يكى از قاريان قرآن قرائت را فرا مىگرفتند . . . مثلا اهل دمشق و حمص از مقداد بن اسود ( رض ) و اهل كوفه از ابن مسعود ( رض ) و اهل بصره از ابو موسى اشعرى ( رض ) و بسيارى از اهل شام به قرائت ابى بن كعب ( رض ) مىخواندند . از آنجا كه قاريان قرآن متعدد بودند هر يك از آنها بنوعى قرائت مىكردند ، و اين اختلاف قرائت پيامدهاى ناگوارى را با خود مىداشت . چنانچه در برخى مناطق اين باعث نزاع و جدال ميان مسلمين مىگرديد . . . تا اينكه جنگ ارمينيه و آذربايجان برپا گرديد و از جملهى لشگريان حذيفة بن يمان از اهل عراق بود . وقتى اختلاف مسلمين را در قرائت مشاهده نمود نزد حضرت عثمان ( رض ) آمد و وى را در جريان اين موضوع قرار داد . صحيح بخارى از انس بن مالك روايت مىنمايد كه : " حذيفة بن يمان كه در فتح ارمينيه و آذربايجان حضور داشت و از جمله اهل عراق بود ، نزد حضرت عثمان ( رض ) آمد و از اختلاف ميان ( مسلمين ) در قرائت سخن گفت و به خليفه مسلمين حضرت عثمان ( رض ) گفت : اى امير المؤمنين ، در باب اين امّت را قبل از اينكه چون يهود و نصارى در كتاب خدا به اختلاف بپردازند ، بعدا عثمان ( رض ) نزد حفصه ( رض ) كسى فرستاد كه صحف ( مصحف ) را نزد ما بفرست ، از آن نسخه برمىداريم و بعدا دوباره نزدت مىفرستيم . حضرت حفصه ( رض ) آن را فرستاد و عثمان ( رض ) زيد بن ثابت و عبد اللّه بن زبير و سعيد بن عاص و عبد الرحمن بن حارث بن هشام را دستور داد ( مامور اين كار گردند )